بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی بعضی ادمها چهار کتاب میخوانند و چهار حرف قلمبه یاد می گیرند اگر در خانه و اجتماع هیچ تعهد ومسولیتی به کسی احساس نکنند و اگر نمازی در ارتباط با خدایشان نخوانند و معتقد هم نباشند،اگر از تمام اتقافات و سلایق و عقاید نو و تازه ی روز ،جدای از سنخیت یا عدم سنخیتش با روح انسان، کاملا دفاع کنند و کاملا پذیرا باشند و کلا هر نوع پدیده ی متفاوتی را استقبال کنند فقط چون پدیده و تازه است و هر نوع سنتی را فقط صرف سنت و قدمتش کنار بگذارند

چطور می شود گفت بر حق هستند و باید راه انان را در پیش گرفت؟

پیامبر ما محمد مصطفی ص فرمود علم را اگر چه چون دری در دهان سگی باشد گرفته و تطهیر کرده و استفاده نمایید یعنی چه؟

یعنی ان سگ جدای از ان در ، و کاملا نجس و غیر قابل جمع با ان گوهر را رها کن و فقط ان در  و گوهر را که استعداد تطهیر شدن  دارد، برای خود بردار

اما امروزه اگر علمی فرا گرفته بشود از یک کافر بی خدا و بی دینی ،اول اعتقاداتش و ضد دین بودنش و نجاست های ان کافر در  قلب بچه مسلمان سرایت می کند و دست اخر اگر علمش را صلاح دانست در اختیار ان بخت برگشته قرار می دهد

این عین بردگی است

یک بردگی مدرن مخصوص عصر دوهزار

مختص عصر ارتباطات

وباید گفت شاید سنت ها مزاحم زندگی انسان بشوند در بعضی مراتب و جهات

ولی شرف دارد به مشتی پدیده ی نوی مخلوط به هزار شبهه و حرام و گمراهی طولانی که ظاهرا شکل علم دارد ولی در حقیقت ان علم نیست.فقط کیلو کیلو حرفهای بی معنی و بی مفهومی است که بارومحتوای درون شناختی  که ندارد بماند بلکه   هدر دادن وقت و  کاغذ و نیرو و هزار هزینه است.

در هنگام مواجهه با بد و بدترین ،ترجیح با انتخاب بد است

مگر بشود فکر را انگونه شستشو داد که بتواند سگ را جدای از گوهر ببیند و سگ را کنار بگذارد و گوهر را انتخاب کند

 

 



تاريخ : شنبه ششم مرداد ۱۳۹۷ | | نويسنده : قاصدک |